فصل 2
پیشینه جنگ
جغرافیا، موقعیت ژئوپلیتیک و منافع کشورهای همسایه — علتهایی که بدون آنها جنگ افغانستان قابل درک نیست.
در این صفحه
- 2.1 جغرافیای افغانستان
- 2.2 موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی
- 2.3 منافع کشورهای همسایه
- 2.3.1 پاکستان، خط دیورند و منازعه پشتونستان
- 2.3.2 کشورهای پساشوروی، ایران، روسیه و چین
- 2.4 بررسی تاریخی
- 2.4.1 قلمرو افغانستان امروزی
- 2.4.2 سالهای «طلایی» افغانستان
- 2.4.3 نقش گروههای قومی در منازعات درون افغانستان
- 2.5 تاریخ ادیان
- 2.5.1 ادیان و اسلامیسازی
- 2.5.2 مسیر بنیادگرایی اسلامی
- 2.6 نقش زنان در جامعه افغانستان
- 2.6.1 جایگاه زنان در قرن بیستم
- 2.6.2 سالهای «طلایی» افغانستان
- 2.6.3 جایگاه زنان در دوران جمهوری اسلامی (۲۰۰۱-۲۰۲۱)
- 2.6.4 جایگاه زنان از سال ۲۰۲۱
جغرافیای افغانستان

از نظر جغرافیایی، افغانستان را نمیتوان به طور واضح مشخص کرد. آسیای غربی، هنوز آسیای مرکزی یا شبه قاره هند اختصاص دادن.
بلکه، این کشور روی یک … واقع شده است. نقطه عطف ژئواستراتژیککه از سه حوزه فرهنگی الهام میگیرد ایران، هند و آسیای مرکزی از نظر فرهنگی، اقتصادی و سیاسی (وایلد ۲۰۱۸).
افغانستان یک سرزمینی کوهستانی و بدون دسترسی به دریا و مساحتی دارد که تقریباً دو برابر جمهوری فدرال آلمان است.
طبیعت این کشور را میتوان از یک سو جذاب و از سوی دیگر طاقتفرسا دانست: کوهها و ارتفاعات ناهموار هستند، در حالی که بیابانها و استپها به سختی زیستگاه طبیعی ارائه میدهند.
تمام شد ۹۰ ۱TP3T منطقه بیش از ۶۰۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارند، به طوری که فقط حدود یک دهم آن از نظر کشاورزی قابل استفاده است است (هرمان ۲۰۲۲).
در گذشته، آسیای مرکزی به عنوان یک مرکز بینالمللی.
کالاها از همه جهات به اینجا منتقل میشدند، مرزها از بین میرفتند و بشریت در سطح جهانی به هم متصل میشد.
محقق نامدار ابن سینا به عنوان واسطهای بین مکاتب فکری یونان باستان و اسلام عمل میکرد.
از طریق او، استقبال تازهای از ارسطو در اروپا.
اگرچه شباهتهای تاریخی وجود دارد، افغانستان و استان غربی چین سینکیانگ در درک سیاسی منطقه آسیای مرکزی در نظر گرفته نشده است (Krumm 2007).
موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی

Die تاریخ افغانستان به شدت تحت تأثیر آن قرار دارد موقعیت ژئوپلیتیکی در تقاطع قدرتهای بزرگ.
حتی امروزه، این کشور توسط تعداد زیادی از ایالتها، از جمله …، احاطه شده است. پاکستان، ایران، چین و روسیه و کشورهای پس از فروپاشی شوروی در آسیای مرکزی، ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان (هرمان ۲۰۲۲).
افغانستان در وضعیتی قرار دارد موقعیت جغرافیایی مهمجایی که حوزههای نفوذ سیاسی کشورهای مختلف با هم همپوشانی دارند - با کل جمعیت … ۴.۶۵ میلیارد نفر، که در اطراف است ۵۹.۳ درصد از جمعیت جهان مطابقت دارد.
در سالهای آینده، افغانستان به این روند ادامه خواهد داد. محدودیتهای موقعیت جغرافیایی موضوع و همچنان در میدان تنش میان قدرتهای منطقهای (جولیان وُژ، ۲۰۱۴).
منافع کشورهای همسایه

با آغازِ «جنگ علیه ترور» روی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و در نتیجه شکست طالبان، منطقه صورت فلکی قدرتهای فضایی یک تغییر قابل توجه. در نتیجه، کشورهای دیگر به دنبال یافتن جای پایی در افغانستان بودند که این امر باعث بیثباتی بیشتر این کشور در هندوکش شد (Julian Voje 2014).
پاکستان، خط دیورند و منازعه پشتونستان
Die خط دیورندخط مرزی که در سال ۱۸۹۳ در دوران حکومت استعماری بریتانیا تعیین شد، اولین و هنوز هم مرز مؤثر بین افغانستان و پاکستان امروزی است. این امر مستقیماً بر بنیانهای دولت-ملتها در منطقهای تأثیر میگذارد که پیش از این تحولات قومی، تاریخی و اداری کاملاً متفاوتی را پشت سر گذاشته بود. این مرز تاکنون اهمیت چندانی برای جمعیت قبیلهای نداشته و هرگز توسط طرف افغان تصویب نشده است. بلکه مناطق قبیلهای به سختی قابل کنترل تلقی میشوند. فضاهای استراحت و حمل و نقل ادراک شده (کلمنس ۲۰۰۴).
از دهه ۱۹۸۰، پاکستان گل به خودی در افغانستان. نیروی محرکه همیشه میل به یک بود **«عمق استراتژیک»**تا در صورت جنگ با هند، جایی برای عقبنشینی داشته باشند. در چارچوب «جنگ علیه ترور» ایالات متحده به حاکم وقت پاکستان اعطا کرد پرویز مشرف نوعی دستور کلی برای شکلدهی به سیاست پاکستان در افغانستان (جولیان ووجه، ۲۰۱۴).
کشورهای پساشوروی، ایران، روسیه و چین
پس از تمدید تصرف قدرت توسط طالبان در آگوست 2021 تشدیدِ مخاطبین تجاری مشاهده کردن. به ویژه، روابط با کشورهای همسایه افغانستان در آسیای مرکزی و همچنین ایران، روسیه و چین گسترش یافتهاند.
افغانستانی باثباتتر به عنوان … دیده میشود. بازار فروش و کشور ترانزیت برای پروژههای زیرساختی سودآور، از جمله خطوط نفت، گاز طبیعی و برق و همچنین اتصالات قطار. کشورهای آسیای مرکزی به ویژه امیدوارند به بنادر روی … دسترسی پیدا کنند. اقیانوس هند.
پروژههای برنامهریزی شده و در حال انجام عبارتند از:
خطوط راه آهن بین چین و پیشاور (پاکستان) از طریق قرقیزستان، ازبکستان (ترمذ) و افغانستان (مزار شریف و کابل).
طرحهایی برای ارتباطات حمل و نقل نزدیکتر بین تاجیکستان و ایران از طریق افغانستان.
تحقق یک اتصال قطار بین ایران و هرات، که در حال حاضر به خوبی پیشرفت کرده است.
صادرات انرژی از ازبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان به بازارهای پاکستان و هند.
بانک جهانی دوباره حمایت خواهد کرد پروژه انرژی کاسا-۱۰۰۰ (اتصال مگاواتی بین آسیای مرکزی و جنوبی).
تکمیل برنامهریزیشدهی خط لوله گاز طبیعی تاپی (ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند) که میتواند به ترکمنستان دسترسی به بازارهای جدید را بدهد (Mielke 2024).
بررسی تاریخی
قلمرو افغانستان امروزی


عنوان «افغانستان» زیرا قلمرو ملی امروزی از نظر تاریخی هنوز نسبتاً جوان است. مورخان افغان در تلاشند تا ریشههای کشورشان را تا … ردیابی کنند. دوران باستان اولیه باستانی «آریانا»، قرون وسطی «خراسان» و مدرن «افغانستان» به عنوان حلقههایی در یک زنجیره ناگسستنی که در طول قرنها به هم متصل شدهاند و در یک وحدت تاریخی ادغام شدهاند، ارائه میشوند.
تاریخنگاری افغانستان، تاریخ پیدایش دولت ملت مدرن به سال 1747، به عنوان احمد شاه درانی … سلسله درانی که تا سقوط آخرین پادشاه ادامه داشت، ساهیر شاه، در سال ۱۹۷۳ وجود داشته است. با این حال، این دیدگاه تنها تا حدی واقعیت را منعکس میکند: امپراتوری احمدشاه درانی نام افغانستان را نداشت و فاقد نهادهای دولت مدرن بود.
یک تاریخ محتملتر برای آغاز تاریخ ملی افغانستان، … سلطنت عبدالرخمن (1880-1901). در این دوران، قدرتهای استعماری بریتانیا و روسیه تحت الحمایه نیمه خودمختار افغانستان با مرزهای سیاسی و سرزمینی ثابتدر این مرزها، به امیر عبدالرحمن فرصت داده شد تا ساختارهای دولتی را بنا کند.
اصطلاح «افغانستان» (“سرزمین افغانها”) در ابتدا توسط … تأسیس شد. پارسیان برای محافظت از مناطق جنوب و جنوب شرقی هندوکش و شمال غربی پاکستان امروزی استفاده میشد. قلمروها و سرزمینهای قبیلهای پشتونها با این حال، برای مرکز سیاسی اطراف شهر تجاری قدیمی کابل، این اصطلاح «سلطنت کابل» رایج.
در آغاز قرن نوزدهم، بریتانیایی این اصطلاح در فارسی به شکل دیگری نیز وجود دارد. در طول نیمه دوم قرن، «افغانستان» به طور فزایندهای به عنوان نام رسمی کشور استفاده میشود. با این حال، در آغاز قرن نوزدهم، منطقهای که به این نام تعیین شده بود، در شمال و غرب بیشتری نسبت به قلمرو امروزی کشور قرار داشت، زیرا نیروهای بریتانیایی-هندی فراتر از مناطق قبیلهای پشتون پیشروی کرده بودند. اگرچه آنها توانستند موقتاً سرزمینهای بیشتری را اشغال کنند، اما در نهایت عقب رانده شدند.
در نتیجه این گسترش ناموفق، یک منطقه حائل بدون قانون فراگیر بین روسیه، هند بریتانیا و ایران. مناطقی که در کنار هم قرار گرفتند از آن پس تحت این نام شناخته شدند «افغانستان» انجام شده (چیاری ۲۰۲۰).
سالهای «طلایی» افغانستان

قدمت آغاز و پایان به اصطلاح «عصر طلایی» افغانستان در متون علمی متفاوت است. برخی از مورخان کل دوران سلطنت را در نظر میگیرند ظاهر شاه (۱۹۳۳–۱۹۷۳) در حالی که دیگران فقط پایان را میبینند 1978 تاریخ یا یک دوره زمانی محدودتر اواسط دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۳ شروع کردن.
به خصوص دهه ۱۹۶۰ اغلب به عنوان اوج این «عصر طلایی» در نظر گرفته میشوند. در تحقیقات، نمادی از … در نظر گرفته میشود. ثبات، مدرنیته و رفاه افغانستان با این حال، این ارزیابی تنها تا حدی درست از آب در میآید: سالهای طلایی بر اساس … بنا شده بودند. پایه شکننده.
سخاوتمند کمکهای توسعهای از ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی رشد اقتصادی را فعال و ترویج کرد اصلاحات لیبرالاما وقتی این کمکهای مالی قطع شد و درگیریهای داخلی افزایش یافت، نهادهای دموکراتیک جوان به سرعت فروپاشیدند.
بنابراین «سالهای طلایی» را میتوان به صورت زیر نیز توصیف کرد مقایسه قابل درک است: افغانستان حتی در باثباتترین مرحله خود نیز موفق نشد سازههای پایدار که میتوانست استانداردهای یک دولت دموکراتیک مدرن را برآورده کند (استوجک، ۲۰۲۳).
نقش گروههای قومی در منازعات درون افغانستان

Die شرایط جغرافیایی و توپولوژیکی افغانستان با تنوع چشمگیری مشخص میشوند که این تنوع در موارد زیر نیز منعکس شده است: جمعیت منعکس می کند. به عنوان رابط بین غرب آسیا، آسیای مرکزی و شبه قاره هند این کشور هنوز هم تنوع فرهنگی قابل توجهی دارد زبانها، فرقهها و گروههای قومی روی.
با این حال، به سختی میتوان گروههای قومی را به طور دقیق تعریف کرد. بخش قابل توجهی از جمعیت افغانستان حتی نام گروه قومی که به آن تعلق دارند را نمیدانند. این بدان معناست که هیچ قومیتی وجود ندارد. هویت یکپارچه افغانی و نه تعداد مشخصی یا تخصیص مکانی گروههای قومی.
جامعه افغانستان با انبوهی از ویژگیها مشخص میشود. ساختارهای قبیلهای برجسته کاری شده. این ساختارها تقریباً از نظر طراحی شبیه به کتاب مقدس هستند: جوامع معمولاً خود را از طریق … تعریف میکنند. جد مشترک، که در آن فرض بر این است که همه اعضای یک قبیله با یکدیگر خویشاوند هستند. چنین قبیلهای به دو دسته تقسیم میشود زیرشاخههاکه به نوبه خود به بخشهای کوچکتری تقسیم میشوند تیرهها و طایفههای فرعی تقسیم میشوند.
در طول مرحلهی تعامل غرب (۲۰۰۱–۲۰۲۱) هیچ یک از دولتهای افغانستان در این زمینه موفق نبودهاند هویت ملی تجمیع کردن یا اختلافات قومی برای تخفیف دادن. در عوض، سیاستی که به نفع اعضای قبیله خود بود و پارتیبازی را رواج میداد، حاکم بود. این وضعیت با تجدید حیات تغییر کرده است. تصرف قدرت توسط طالبان ادامه دارد (برنر ۲۰۲۴؛ هرمان ۲۰۲۲).
تاریخ ادیان
ادیان و اسلامیسازی
ادیان و فرهنگهای پیش از اسلام

در دوران پیش از اسلام، مردم افغانستان امروزی پیرو ادیان مختلفی از جمله آیین زرتشت، بودیسم، برهمنیسم و آیین میترا. این باورها پیوند نزدیکی با فرهنگهای بسیار توسعهیافتهای داشتند که ویژگیهای خاص خود را داشتند. کشاورزی و سیستمهای آبیاری به خوبی توسعه یافته، و همچنین تجارت با هند و چین شکوفا شد.
در مقایسه، اعراب به صورت بادیهنشین در شرایط کمتر توسعهیافتهای زندگی میکردند. خرافات، جادوگری و آیینهای قربانی در آنجا گسترده بودند. بنابراین اسلام نمایانگر جنبش اصلاحات تمدنسازبا این حال، در افغانستان، فتوحات در درجه اول منجر به … تخریب داراییهای فرهنگی موجود (برکی ۲۰۰۲).
اسلامی شدن افغانستان
سطوح بین هرات و سیستان (که اکنون استان نیمروس نام دارد) در اواسط قرن هفتم فتح شدند؛ جمعیت آنها خیلی زود مسلمان شدند.
در کابل اسلام تنها در این کشور تثبیت شد قرن دهم میلادی از طریق
Das منطقه کوهستانی غور در طول گسترش اعراب دست نخورده باقی ماند؛ اسلامی شدن فقط در اینجا اتفاق افتاد قرن یازدهم.
جمعیت شرق کابل تنها … قرن شانزدهم مسلمان،
نورستان بالاخره حتی پایان قرن نوزدهم (کیاری ۲۰۲۰).
زندگی اسلامی در افغانستان
همانند سایر کشورها، افغانستان نیز نشان میدهد که تنوع ناهمگون تأثیرات اسلامی. این “فرهنگ ابهام«قبل از درگیریهای اخیر، بخشی از زندگی روزمره بود.»
همچنین اقلیتهای غیرمسلمان مانند سیکها، هندوها و یهودیان - علیرغم تبعیض - در همزیستی با مسلمانان سنی و شیعه زندگی میکردند.
بسیاری از دانشمندان در نظر گرفتند تفاوت در تفسیر و عمل نه به عنوان یک مشکل، بلکه به عنوان جلوهای از لطف خدا (اختلاف و امتی رحمه).
در دوران اوج فرهنگ اسلامی (۷۵۰-۱۲۵۰) - با مراکزی مانند بغداد - این تنوع در … مشهود بود. هنر، علم و پژوهش.
قبلاً در روزهای اولیه وجود داشت برداشتهای متفاوت از قرآن و شریعت در کنار هم، بدون اینکه ریشههای الهی آنها زیر سوال برود.
علما تفسیر قانونی خود را درک کردند (اجتهاد) همیشه به عنوان تفسیر فردینه به عنوان «تنها اسلام حقیقی».
این به آن معنا بود که در افغانستان کثرت آرا و اعمال قرنها مورد احترام بوده است (میلکه، ۲۰۲۴).
اسلام عرفانی و فرقههای صوفیه
تا جنگ شوروی جنبشهای عرفانی فاصله خود را از سیاست حفظ کردند و خواستار تساهل بودند. تنها در طول جنگ داخلی، آنها به دنبال نفوذ سیاسی نیز بودند.
انجمنهای برادری مهم
نقشبندیه تأسیس شده توسط بهاءالدین نقشبندی (متوفی ۱۳۸۹)، که در ابتدا در آسیای مرکزی گسترش یافت. در افغانستان، به ویژه در میان تاجیکها در مراکز شهری و برخی از قبایل پشتون.
قادریه تأسیس شده توسط عبدالقادر گیلانی (وفات ۱۱۶۶، بغداد). در اوایل قرن بیستم در افغانستان تأسیس شد.
چشتیه تأسیس شده توسط معینالدین محمد چشتی (متوفی ۱۲۳۶). مرکز در هراتنفوذی بسیار فراتر از افغانستان تا هند.
نقش در زندگی روزمره
Die اولاما زیرا مقامات مذهبی اغلب روابط خود را با فرقههای عرفانی حفظ میکردند. بسیاری از آنها پذیرای موسیقی و ارتباط با ادیان دیگر. شاعران - به ویژه آنهایی که گرایش عرفانی داشتند - نیز بسیار ارزشمند بودند: اشعارشان مورد توجه قرار میگرفت. تفسیر پیام قرآن.
شعر عرفانی و تأثیر آن
حافظ (۱۳۲۰–۱۳۸۹): خواستار سخاوت با دوستان و مدارا با دشمنان بود.
سعدی (۱۱۹۰–۱۲۸۳): بشریت را به عنوان یک بدن مشترک توصیف کرد: «بنی آدم از یک گوهر آفریده شدهاند…»
مولانا جلال الدین بلخی (مولوی 1207–1273) اره عشق به عنوان نیروی اصلی جهان و بر مرزهای مذهبی غلبه کرد.
عبدالقادر بیدل دهلوی (1645–1721)
نماینده مهم شعر عرفانی، که در افغانستان بسیار مورد احترام است.
عضو طریقت قادریه، در امپراتوری مغول کار میکرد.
آثار او مانند آیات قرآن تلاوت میشد و در جلسات قرائت و بحث مورد مطالعه قرار میگرفت.
استاد محمد حسین سرآهنگ (1923–1982) اندیشههای بیدل را با موسیقی خود محبوب کرد.
فلسفه او (“وحدت وجود«- وحدت وجود) ابهام هستی را نشان میدهد.
بیدل هنوز هم مورد احترام تعداد زیادی از خوانندگان در افغانستان است (پویا ۲۰۱۲).
مسیر بنیادگرایی اسلامی
بنیادگرایی اسلامی و نقش … اولاما
افغانستان اغلب با … مرتبط است. بنیادگرایی اسلامی، دینداری واپسگرایانه و شیوههای قرون وسطایی تفکر و زندگی مرتبط (پویا ۲۰۱۲).
نقش اولاما در تاریخ سیاسی افغانستان
در تاریخ سیاسی افغانستان، بازیگران مذهبی، به ویژه نمایندگان رسمی اسلام - به اصطلاح … اولاما –، نقشی بسیار گسترده. آنها عوامل اصلی در شکلگیری افکار و جهتگیری سیاسی از جمعیت. بنابراین، نخبگان سیاسی همیشه سعی میکردند رضایت مردم را به دست آورند. اولاما برای پیروزی در تصمیمات دولتی خود.
گاهی اوقات اولاما با این حال ابزاری شدهحتی برای سیاستهایی که با اصول اسلامی در تضاد بودند.
مثال: **امیر عبدالرحمن خان (1881–1901)**که به «امیر آهنین» معروف بود، از آزار و اذیت اقلیتهای مذهبی و قومی استفاده میکرد. فتواهای اولامابرخی حتی از مصادره بنیادهای مذهبی حمایت کردند.
در مقابل، امانالله خان (۱۹۱۹–۱۹۲۹) پشتوانه _اولاما_پروژههای اصلاحات لیبرال او - از جمله ممنوعیت بردهداری, آزادی مذهب و بیان و همچنین آموزش اجباری برای دختران – توسط محققان تأثیرگذاری مانند فضل عمر مجددی (حضرت شور بازار) رد شده و غیر اسلامی توصیف شده است.
قیام مردمی حاصل در نهایت منجر به سرنگونی امان الله.
اگرچه اولاما بنابراین نفوذ قابل توجهی اعمال کردند، آنها رسماً مورد توجه قرار گرفتند مرجعیت دینی و به عنوان یک قدرت سیاسی مستقل دیده نمیشود (پویا ۲۰۱۲).
تجلی بنیادگرایی اسلامی در زمان جنگ
جنگ در افغانستان اغلب به عنوان … توصیف میشد. راههای اجرای منافع مذهبی دین نیز به عنوان مبنای مشروعیت خشونت و منجر شد به ظهور جنبشهای بنیادگرا.
در حال حاضر در «دهه قانون اساسی«(۱۹۶۳–۱۹۷۳) ابتدا در کابل ایجاد شدند» گروههای اسلامگرامقابله با جنبشهای دانشجویی چپگرا
جوانان مسلمان (جوانان مسلم)
«جامعه اسلامی» (جامعه اسلامی)
کادر رهبری آنها - از جمله غلام محمد نیازی (متوفی ۱۳۵۷), برهان الدین ربانی (1940–2011), گلبدین حکمتیار (متولد 1947) و احمد شاه مسعود (1951–2001) - به شدت تحت تأثیر ایدئولوژی بودند اخوان المسلمین شکل داده شده، از طریق آن منتقل میشود دانشگاه الازهر در قاهره.
بعدها، این بازیگران نه تنها رهبری مقاومت در برابر اتحاد جماهیر شوروی، بلکه نبردهای خونین علیه یکدیگر نیز وجود داشت که پس از خروج شوروی شدت گرفت.
حتی انجمنهای برادری عرفانی مانند نقشبندیه (صبغت الله مجددی)، قادریه (پیر سید احمد گیلانی) و چشتیه در هرات فعالانه در مقاومت شرکت کرد – و همچنین درگیر «جنگهای کثیف برادرکشی» مجاهدین شد.
در طول جریان درگیری، منطق جنگ اصل غالب عمل، که بر کنشگران مذهبی نیز تأثیر میگذاشت. به جای شعرهای الهام گرفته از عرفان مولانا (رومی) یا بیدل ایدئولوژی متفکران بنیادگرا مانند … سید قطب (۱۹۰۶–۱۹۶۶) و ابوالاعلی مودودی (۱۹۰۳–۱۹۷۹).
Die حمایت مالی و نظامی از بازیگران خارجی برای دههها، به طور قابل توجهی کمک کرده است تفاسیر بنیادگرایانه از اسلام در افغانستان نفوذ پیدا کرد و سرانجام … جریان غالب بودند (میلکه ۲۰۲۴).
نقش زنان در جامعه افغانستان

وضعیت دادهها در افغانستان به طور کلی بسیار ناپایدار است، زیرا آمار قابل اعتماد کمیاب است. این مشکل به ویژه در تحلیل وضعیت زنان مشهود است. دقیقاً زنانی که مشارکت محدودی در زندگی عمومی دارند یا اصلاً در آن حضور ندارند، به سختی قابل دسترسی هستند. بنابراین، موارد فردی اغلب اهمیت بیشتری نسبت به آمار دارند، زیرا تنوع واقعیتهای ممکن را آشکار میکنند.
قدرت محدود دولت، به ویژه در مناطق روستایی، به این معنی است که واقعیت حقوقی واقعی اغلب با مفاد قانونی مطابقت ندارد. بلکه ساختارهای قدرت محلی و هنجارهای اجتماعی و مذهبی زندگی روزمره را شکل میدهند. این موارد از منطقهای به منطقه دیگر به طور قابل توجهی متفاوت هستند، معمولاً مستند نیستند و بنابراین درک آنها از بیرون دشوار است.
علاوه بر این، تفاوت قابل توجهی بین شرایط زندگی زنان در مراکز شهری و مناطق روستایی وجود دارد. این تفاوتها در عوامل متعددی مانند وضعیت اجتماعی-اقتصادی، سطح تحصیلات، قومیت و باورهای مذهبی منعکس میشود (BAMF 2024b).
جایگاه زنان در قرن بیستم
در شرایطی از خشونت خودسرانه، طالبان موفق شدند قدرت را در بخشهای بزرگی از افغانستان به دست بگیرند و مفاهیم قانونی خود را اجرا کنند. آنها قانون اساسی جدیدی صادر نکردند، بلکه به جای آن به قانون اساسی استناد کردند. شریعت و قوانین فردی، از جمله «مقررات مربوط به حقوق و وظایف زنان» از سال ۱۹۹۶.
این قانون تصریح میکرد که زنان فقط اجازه دارند با همراهی یکی از بستگان مرد خود از خانه خارج شوند و چادری (برقع) آنها از رفتن به مدرسه یا کار کردن منع شده بودند، به استثنای زنان در … بهداشت و درمانکه اجازه داشتند زنان دیگر را درمان کنند.
در عین حال، طالبان برخی از رسوم سنتی مانند … را ممنوع کردند. ازدواجهای اجباری برای حل اختلافات (بد دادن) یا ازدواج زنان بیوه با برادر متوفی.
اجرای قوانین آنها در دست بود **«پلیس امر به معروف و نهی از منکر»**مجازاتها شدید بودند: سنگسار به اتهام زنای محصنه، شلاق زدن ها در صورت نقض قوانین پوشش (مانند دیده شدن مچ پا) یا حتی قطع کردن انگشت شست هنگام استفاده از لاک ناخن. الف اعتراض به این احکام برنامهریزی نشده بود (Bamf 2024b).
سالهای «طلایی» افغانستان
جایگاه زنان در جامعه افغانستان در طول قرن بیستم یک مسئله سیاسی بود. از یک سو، این موضوع به جایگاه بینالمللی افغانستان مربوط میشد: حاکمان از مسئله زنان برای معرفی خود به عنوان کشوری مدرن و غربگرا استفاده میکردند و از این طریق در برابر کشورهای اروپایی اعتبار کسب میکردند، اما از سوی دیگر، با فاصله گرفتن از استانداردهای غربی، از آن برای تضمین استقلال خود نیز بهره میبردند.
در اواخر قرن نوزدهم، امیر عبدالرحمن (۱۸۸۰-۱۹۰۱) اولین سیستم حقوقی و قضایی سراسری را تصویب کرد. این قانون، از جمله موارد دیگر، شامل ثبت اجباری ازدواج، ممنوعیت ازدواج دختران نابالغ برخلاف میل آنها و ممنوعیت ازدواج زنان بیوه با برادر متوفی بود.
اولین قانون اساسی افغانستان در زمان شاه امانالله (۱۹۱۹-۱۹۲۹) نیز ثبت اجباری ازدواج را الزامی کرد، ازدواج کودکان را ممنوع کرد و چندهمسری را که فقط با تأیید دادگاه مجاز بود، تنظیم کرد. امانالله همچنین بر لزوم آموزش زنان تأکید کرد. با این حال، حضور عمومی همسرش ثریا بدون حجاب منجر به اعتراضات گسترده و در نهایت سقوط او شد.
در زمان نادرشاه (۱۹۲۹-۱۹۳۳)، اصلاحات امانالله لغو شد، بنابراین قانون اسلامی بار دیگر حاکم شد. تا زمان ظاهرشاه (۱۹۳۳-۱۹۷۳) اصلاحات با قانون اساسی ۱۹۶۴ دوباره اعمال نشد: این قانون، حقوق برابر برای مردان و زنان و همچنین حق رأی و نامزدی در انتخابات را تضمین میکرد. در دهه ۱۹۶۰، تعداد زنان در ادارات، دادگاهها، پارلمانها و دانشگاهها به طور قابل توجهی افزایش یافت و آموزش مختلط مردان و زنان نیز برقرار شد. در شهرها، حضور زنان بدون روسری به طور فزایندهای مشهود بود.
پس از سرنگونی ظاهر شاه توسط داوود خان در سال ۱۹۷۳، اصلاحات بیشتری از جمله ممنوعیت ازدواجهای اجباری و ازدواج برای حل اختلاف و همچنین وضع قوانین طلاق اجرا شد. با این حال، این پیشرفتها تقریباً منحصراً طبقات متوسط و بالای شهری را تحت تأثیر قرار داد. برای اکثر زنان - به ویژه در مناطق روستایی - تغییر چندانی ایجاد نشد: آنها همچنان از آموزش، مشارکت سیاسی و اصلاحات قانونی محروم ماندند.
این اصلاحات منجر به تنشهای اجتماعی شدیدی شد. بسیاری این را به عنوان نفوذ خطرناک غرب که ارزشهای اسلامی را تهدید میکرد، میدیدند. در سال ۱۹۶۸، برخی از اعضای پارلمان تلاش کردند زنان را از تحصیل در خارج از کشور منع کنند که منجر به یکی از اولین تظاهرات عمومی زنان شد. در سال ۱۹۷۰، روحانیون محافظهکار در کابل خواستار حجاب اجباری و پایان دادن به آموزش زنان سکولار شدند، اما آنها نیز با اعتراض روبرو شدند. حتی در میان دانشجویان، طرفداران حجاب اجباری وجود داشتند؛ گفته میشود گروه جوانان مسلمان (که بعدها حزب اسلامی شد) حتی به زنانی که لباسهای آزاد پوشیده بودند، اسیدپاشی کرده است.
با به قدرت رسیدن حزب دموکراتیک خلق افغانستان (PDPA) که طرفدار شوروی بود، در سال ۱۹۷۸، «فرمان شماره ۷» صادر شد. این فرمان ازدواج افراد زیر ۱۶ سال را ممنوع کرد و حداکثر مهریه را پایین تعیین کرد. اجرای گاه خشونتآمیز این فرمان، یکی از عوامل اعتراضاتی محسوب میشود که در نهایت منجر به مداخله شوروی در سال ۱۹۷۹ شد، اگرچه نمیتوان آن را تنها توجیه دانست.
در دهه ۱۹۸۰، تنها اصلاحات قانونی جزئی وجود داشت. در مناطق تحت کنترل دولت، زنان به طور فزایندهای در آموزش و بازار کار ادغام شدند. با این حال، در مناطق جنگزده، فرصتهای آنها به شدت محدود بود. زنان همچنین در این دوره نقش فعالی در مقاومت ایفا کردند، که مشهورترین آن از طریق سازمان … بود. جمعیت انقلابی زنان افغانستان (راوا)، که تا به امروز به مبارزه برای حقوق زنان ادامه میدهد.
با شروع جنگ داخلی در سال ۱۹۹۲، زنان تحصیلکرده و شاغل با عقبگرد شدیدی مواجه شدند. دولت انتقالی مجاهدین تقریباً زنان را از مشارکت در زندگی عمومی منع کرد. با این حال، هیچ سیستم حقوقی یکپارچهای وجود نداشت: فرماندهان و شوراهای محلی (شورا/جرگه) حل منازعات را تعیین میکردند و مجازاتهای سختی مانند سنگسار و شلاق زدن رایج بود (Bamf 2024b).
جایگاه زنان در دوران جمهوری اسلامی (۲۰۰۱-۲۰۲۱)

در جریان بازسازی نظام سیاسی پس از سال ۲۰۰۱، … وزارت زنان اگرچه نفوذ آن محدود ماند، اما حقوق زنان را دوباره مورد توجه قرار داد. وضعیت حقوقی زنان در جمهوری اسلامی افغانستان از بسیاری جهات، این تکرار وضعیت قبل از سال ۱۹۹۲ بود.
Die قانون اساسی در ماده ۲۲ به طور کلی اعلام شده است برابری زن و مرداما در عمل، وضعیت قانونی اغلب نامشخص باقی ماند و از منطقهای به منطقه دیگر بسیار متفاوت اجرا میشد.
یک تغییر مهم در سال ۲۰۰۹ با تصویب … رخ داد. قانون منع خشونت علیه زنان (EVAW) توسط رئیس جمهور. اگرچه افغانستان قبلاً کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW) پیش از این، فاقد مبنای قانونی برای مجازات خشونت مبتنی بر جنسیت بود. قانون منع خشونت علیه زنان برای اولین بار چارچوبی را برای پیگرد قانونی خشونت علیه زنان ایجاد کرد. پیش از این، تجاوز جنسی فقط در نظر گرفته میشد. زنا – یعنی تماسهای جنسی خارج از ازدواج، آنطور که در قانون شریعت تعریف شده است.
با این حال، اجرای این قانون همچنان محدود بود. از آنجایی که فقط … فرمان ریاست جمهوری از آنجا که این قانون تصویب شد و هرگز توسط پارلمان تأیید نشد، در سراسر کشور الزامآور تلقی نشد. حتی پس از تمدید این فرمان در سال ۲۰۱۸، در بسیاری از مناطق به طور مداوم اعمال نشد (Bamf 2024b).
جایگاه زنان از سال ۲۰۲۱

سخنگوی طالبان اندکی پس از به دست گرفتن قدرت اعلام کرد ذبیح الله مجاهد در یک کنفرانس مطبوعاتی برابری زن و مردبا این حال، طالبان در عین حال تأکید کردند که حقوق زنان فقط باید در چارچوب … محافظت شود. نظام حقوقی اسلام مدت کوتاهی پس از آن، وزارت زنان حل شده و توسط وزارت نماز و ارشاد و همچنین امر به معروف و نهی از منکر (به اختصار: وزارت فضیلت). این وزارتخانه پیش از این مسئول امور عمومی بود. شلاق و سنگسار پوشیده شده.
طالبان از زمان به قدرت رسیدن، بیانیههای متعددی صادر کردهاند. مصوبات و دستورالعملهاکه حقوق زنان را به شدت محدود میکرد. این قوانین از طریق کانالهای مختلف - سخنرانیها، رسانههای اجتماعی، وسایل نقلیه بلندگودار و پخش اخبار - ابلاغ میشوند. عبارات اغلب مبهم هستند و از عباراتی مانند … استفاده میکنند. «تخلف از شریعت», «طبق اسلام» یا «حجاب» تعریف نشده باقی بماند، که منجر به عدم قطعیت قانونی و تفسیر دلخواه منجر می شود.
Das am ۳۱.۰۷.۲۰۲۴ «قانون فضیلت» منتشر شد از جمله موارد زیر را برای زنان فراهم میکند:
-
الزام به پوشش بدن.
-
الزام به پوشش صورت.
-
ممنوعیت صحبت در ملاء عام (آواز خواندن، دکلمه کردن، صحبت کردن با صدای بلند ممنوع است.)
-
لباس نباید «نازک، کوتاه یا تنگ» باشد. زنان همچنین باید بدن خود را از غیرمسلمانان و «زنان منحرف» بپوشانند.
-
بدون تماس یا نگاه بین زنان و مردان غیرخویشاوند.
-
زنان فقط به دلایل ضروری اجازه دارند از خانه خارج شوند - و آن هم فقط با حجاب، آرام و همراه با … محرم (خویشاوند مذکر مستقیم).
پیش از این، در زمان فتح افغانستان، فرماندهان طالبان در بسیاری از مناطق دستور داده بودند که زنان فقط در صورت همراهی یک محرم اجازه خروج از خانه را دارند. فرمان مورخ 26.12.2021 رانندگان موظف بودند فقط زنانی را که حجاب داشتند حمل کنند، اما این موضوع به روشنی تعریف نشده بود. علاوه بر این، زنان از حمل بیش از ۷۲ کیلومتر سفر بدون محرم. در عمل، زنان در صورت مشاهده عدم همراهی مرد در ایستهای بازرسی، مجبور به ترک اتوبوس یا تاکسی در داخل شهرها میشدند. آوریل ۲۰۲۲ پرواز زنان بدون محرم ممنوع است. 07.05.2022 در ادامه این دستورالعمل آمده بود که زنان در صورت امکان به هیچ وجه نباید از خانه خارج شوند.
زنانی که این قوانین را نقض میکردند، بارها و بارها … متوقف، تهدید، دستگیر یا شکنجه شده استدر برخی موارد، طالبان همراه را محرم نمیدانستند. 05.05.2022 رسماً به زنان داده شد صدور گواهینامههای رانندگی ممنوع است. پیش از این، رانندگی برای زنان معمول بود. سپتامبر ۲۰۲۱ طالبان داشتند ممنوعیت ورزشی برای زنان؛ از پایان دسامبر ۲۰۲۱، به زنان اجازه داده شده است فاقد امکانات ورزشی و بهداشتی بدون اینکه محرمی را زیارت کند. 10.11.2022 به دنبال ممنوعیت عمومی دسترسی زنان به اماکن ورزشی، پارکهای تفریحی و استخرهای عمومیعلاوه بر این، نمایش تصاویر زنان در ملاء عام ممنوع.
علاوه بر مقررات ملی، ادارات استانی وزارت فضیلت برخی از احکام، صرفاً با پیشبینی رسمی حقوق زنان و بدون هیچ گونه تأثیر عملی، جامعه بینالمللی را مخاطب قرار دادند.
برای مثال، فرمان ۳ دسامبر ۲۰۲۱که حقوق زنان را در حوزه ازدواج تنظیم میکرد. در آن آمده است:
زنان، از جمله بیوهها، نمیتوانند برخلاف میلشان ازدواج کنند.
ازدواج افراد زیر سن قانونی (که به وضوح تعریف نشده است) ممنوع است.
زنان بیوه حق ارث بردن دارند.
مردانی که چند همسر دارند باید با همسران خود به طور یکسان رفتار کنند.
انتقاد وارده به این مصوبه این است که هیچ ارتباطی با تحصیل، کار یا مشارکت سیاسی و اجتماعی ندارد توسط زنان علاوه بر این، در عمل نیز استفاده میشود اعمال نشده (بامف ۲۰۲۴ب).